سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

دنیا مرا رها کن...

روزگار غریبی است که دنیا با ما وفا نکرد. دنیا خیلی ظالم و بی رحمی. همه را از من گرفتی مرا تنها و بی پناه در خود رها کردی. مردی مرا هم با خودت ببر. دنیا ازت بدم میاد مرا هم از خود بران که من جایی در دل ظالمان ندارم. دنیا ادمهایی با قلب سنگی را در خود پرورش دادی نفهمیدی قلب من از شیشه نه از سنگ است که با تلنگری میشکند. دنیا مرا ببین. باران اشک مرا ببین. اشک من دامن تو رو رویاند اما قلبت را نه. خوشحالم که یک بار بیشتر به تو نمی ایم. چون تو به من وفا نکردی پس مرا نیز به تو وفایی نیست. سالهاست از تو خداحافظی کرده ام. از آن زمان که بی رحمانه عزیزان  مرا در خود بلعیدی ، یکایک عزیزانم را گرفتی فهمیدم مرا به بودن از تو امیدی نیست. از...
24 اسفند 1391

بدون عنوان

دل خراب من دگـر خراب تـر نمی شود كه خنجر غمت از اين خراب تر نمی زند  گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم يـكی صلای آشـنا بـه رهگـذر نـمی زند  چه چشم پاسخ است از اين دريچه های بسته ات بـرو کـه هـيچ کـس نـدا به گـوش کـر نمی زند   نه سايه دارم و نه بر، بيفکنندم و سزاست اگر نه بـر درخت تـر کسی تـبـر نمی زند   هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سـایه) در کـوچـه سـار شـب ...
23 اسفند 1391

راندن بی گناه

اخراج و تبعيد مردم بيگناه از خانه و ديارشان از مصاديق قطعى ظلم و ستم و جور و بيداد، و تجاوز به حقوق طبيعى و شرعى انسان است. مردمى با آرزوها و آمال مثبت و كدّيمين و عرق جبين، و كار و كوشش براى امور زندگى و معيشت خويش در وطن مألوفشان خانه و كاشانه و سرپناه ميسازند، تا در كنار زن و فرزند زندگى را به خوشى بگذرانند، و فرزندانشان در دامن پر مهرشان تربيت و به سر و سامان برسند، ناگهان گروهى ظالم و ستمكار و متصف به صفات گرگ و پلنگ و دچار بيمارى هارى به ناحق بر سر آنان تاخته و از خانه و ديار و كاشانه و سرپناه بيرونشان ميكنند و به مناطق دور دست تبعيد مينمايند و آنان را احتمالًا به دست دشمنان ميسپارند، و از بودن كنار زن و فرزند محروم مينمايند و ق...
23 اسفند 1391

آنها را ببخش

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش. اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش. نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد. و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.دکتر شریعتی ...
12 اسفند 1391

سلام گلیا

سلام سلام دوستای من. :) حال میکنید صد سالی یه بار میام سر میزنم؟؟  خوب چی بگم خالاااااا. خوب من یه خبر خوب دارم ک الان نمیگم. صبر کنید به موقش. میخوام کف بر شین. ...
30 بهمن 1391

عیدتون مبارک

سلام عزیزای من. خوبید خشید؟؟ امروز میلاد رسول اکرمه و من الان تو خوابگام. عید همتون مبارک. امروز حس و هوای عجیبی دارم. احساس میکنم یه روز دلم واسه همه بچه ها همه روزای خوابگاه با همه خوشیا و بدیاش. واسه نگار واسه شیوا واسه همه چی تنگ میشه. نمیدونم. دنیا خیلی زود میگذره. با اینکار همیشه شیراز رو دوست نداشتم، یعنی خودشو دوست داشتم اما مردمونش یه جوری بودن. اما دلم واسه تک تک جاهاش تنگ میشه. این مقاله لعنتی ما هم که تمومی نداره. نمیزاره یه نفس بکشی. دلم واسه مسعوذم هم تنگ شده. شنیدین میگن ادم کم کم عاشق میشه؟؟ من الان یه همچین حسی دارم. چند روزه خوابگاه ما پذیرای گروهی از دانشجوها از دانشگاه مشهد شده بود. امروز مربیشون میگفت کاش دوسه داشت...
10 بهمن 1391

دوران زندگی

سلام دوستای گلم متاسفم از تاخیراتی که تو آپ دارم اینترنتم قطعه. منم که کنس. دلم نمیاد برم وصلش کنم. 20 تومن هزینشه منم که هیچ وقت خونه نیستم. الان خوابگام. دوستان تو رو خدا دعام کنید این استاد ما هم بیخیال ما شه. بخدا خسته شدم از دستش. اقا خوب منم میهوام دفاع کنم برم. بسه دیگه. همسری الان نزدیک یه هفتس تموم کرده. منم به عنوان جایزه 4 روز کامل پیشش بودم. تازه یه کادو خوشجل هم جایزه گرفت. :) یک فلش 16 گیگ یو اس بی 3. فداش بشم که چه ذوقی میکرد.  
7 بهمن 1391

4. با تاخیر

پنج شنبه 14 دی ماه 91 ساعت 7:22 توی خونه سلام نی نی نیومده من. خوبی گلکم. میدونم خیلی وقته باهات حرف نزدم. اخه دارم خودمو بیخیال میکنم تا بلکن تو زودتر بیایی. گرچه میدونم تا خدا نخواد نمیشه. و من راضیم به رضای خدا. اما امشب دلم خیلی گرفته عزیزم. هر چی به در و دیوار زدم با یکی حرف بزن تا اروم شم نشد. بابایی که امتحان داره و من دلم نمیاد واسه خاطر خودخواهی خودم فکر اونو مشغول کنم. با دوست و اشنا هم که نمیشه حرف زد. خدا کنه دلت همیشه شاد باشه گلم. خدا کنه هیچ وقت هیچ کس پا رو دلت نزاره گلم. دلی که میدونم مث دل مامانش حساس و شکنندست. امشب یکی دلمو بد شکست. نفرینش نمیکنم. چون نفرین کردن به خود آدم برمیگرده. اما از خدا میخوام ببخشتش. نمیدونم...
30 دی 1391